|
|+|
نوشته شده توسط نگار در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 10:55
مرا کاریست مشکل بادل خویش که گفتن می نیارم مشکل خویش
خیالت داندوجان من ازغم که هر شب درچه کارم بادل خویش زواژس ماندگان یادی کن آخر چه رانی تند یارا محمل خویش بسی گشتم چو مجنون کوه وصحرا مگر یابم سراغ ازمنزل خویش مرا در اول منزل ره افتاد گم آمد کشتیم در ساحل خویش چه فرصتها که گم کردم دراین راه زبخت خوابناک غافل خویش چو حافظ خاک کرد آب و گل خویش |+|
نوشته شده توسط نگار در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 10:47
زدست دیده ودل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش زپولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد |+|
نوشته شده توسط نگار در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 و ساعت 12:58
|+|
نوشته شده توسط نگار در جمعه دوازدهم خرداد 1385 و ساعت 21:0 - گل رز:
|+|
نوشته شده توسط نگار در یکشنبه هفتم خرداد 1385 و ساعت 11:26
بسم رب عشق
ای پادشه خوبان داداز غم تنهایی دل بی تو به جان امد وقتست که بازآیی دایم گل این بستان شاداب نمیماند دریاب ضعیفان رادروقت توانائی دیشب گله زلفش باباد همی کردم گفتاغلطی بگذرزین فکرت سودائی صدباد صبا اینجاباسلسله میرقصند اینست حریف ای دل تا بادنپیمایی مشتاقی ومهجوری دور از توچنانم کرد کز دست بخواهدشدپایاب شکیبائی یارب به که شایدگفت این نکته که در عالم رخساره به کس ننمود ان شاهدهرجایی ساقی چمن گل رابی روی تو رنگی نیست شمشاد خرامان کن تاباغ بیارائی ای دردتوام درمان دربسترناکامی وی یاد توام مونس درگوشه تنهایی دردایره قسمت مانقطه تسلیمیم لطف انچه تواندیشی حکم انچه تو فرمائی فکرخودورای خود درعالم رندی نیست کفر است در این مذهب خودبینی وخودرائی زین دایره مینا خونین جگرم می ده تا حل کنم این مشکل در ساغرمینائی حافظ شب هجران شدبوی خوش وصل اید شادیت مبارک بادای عاشق شیدائی |+|
نوشته شده توسط نگار در یکشنبه هفتم خرداد 1385 و ساعت 11:4 هوالمعبود رواق منظرچشم من اشیانه توست کرم نما وفرودآکه خانه خانه توست |+|
نوشته شده توسط نگار در شنبه ششم خرداد 1385 و ساعت 14:11
به نام حضرت دوست
الا یا ایهاالساقی ادرکاسا وناولها که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها امیدوارم با یاری حق بتونم وبلاگی در شان همه ی جونا بسازم فعلا بای نظر یادتون نره
|+|
نوشته شده توسط نگار در جمعه پنجم خرداد 1385 و ساعت 20:42 |
|