تبليغاتX
اشعار حافظ
حضرت دوست 
  هواالعزیز 

هر آن کـه جانب اهل خدا نـگـه دارد
خداش در همـه حال از بلا نـگـه دارد
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست
کـه آشـنا سخـن آشـنا نگـه دارد
دلا مـعاش چنان کن که گر بلـغزد پای
فرشتـه‌ات بـه دو دست دعا نگه دارد
گرت هواست که معشوق نگسـلد پیمان
نـگاه دار سر رشـتـه تا نـگـه دارد
صـبا بر آن سر زلـف ار دل مرا بینی
ز روی لطـف بگویش که جا نـگـه دارد
چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفـت
ز دسـت بنده چه خیزد خدا نگـه دارد
سر و زر و دل و جانـم فدای آن یاری
کـه حـق صحبـت مهر و وفا نگه دارد
غـبار راه راهگذارت کجاست تا حافـظ
بـه یادگار نـسیم صـبا نـگـه دارد

|+|
نوشته شده توسط نگار در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 و ساعت 21:37
*** 
|+|
نوشته شده توسط نگار در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 و ساعت 21:28
*من اومدم* 
سلام

خوبين ؟

من يه مدتي نتونستم بيام (مريض بودم)

اما حالا خوب شدم

بازم با حافظ و غزلهاش اومدم

قربونتون

|+|
نوشته شده توسط نگار در چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 12:9