تبليغاتX
اشعار حافظ
هوالرازق 
بازم رباعی

  ای شرمزده غنچه مـسـتور از تو
  حیران و خجل نرگس مخـمور از تو
  گـل با تو برابری کـجا یارد کرد
  کاو نور ز مـه دارد و مـه نور از تو

                

  چشمت که فسون و رنگ می‌بازد از او
  افسوس که تیر جنگ می‌بارد از او
  بس زود ملول گشتی از همنفسان
  آه از دل تو که سنگ می‌بارد از او

                 

|+|
نوشته شده توسط نگار در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 14:26